دست‌نوشته‌های کمیل

بایگانی

۹۳ مطلب در آذر ۱۴۰۲ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم 

«روزی پیامبر اکرم(ص) روی حصیری خوابید و آثار زبری حصیر بر بدن مبارکش ماند. عایشه از روی دلسوزی به حضرت عرض کرد یا رسول اللّه! «کسری» و «قیصر» (پادشاهان ایران و روم) کشورهای وسیعی را تحت سلطه خود دارند و از همه گونه نعمت دنیوی برخوردارند؛ ولی شما که پیامبر الهی هستید، از متاع دنیوی چیزی در اختیار ندارید؛ روی حصیر میخوابید و لباس ارزان قیمت میپوشید!  
 
پیامبر(ص) فرمود: عایشه! چه خیال میکنی! هر گاه من بخواهم، کوهها طلا میشوند و در اختیار من قرار میگیرند! روزی جبرئیل(ع) بر من نازل شد و کلید گنجینه های جهان را در اختیار من گذاشت؛ امّا من نپذیرفتم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۰۲ ، ۰۶:۴۱
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم 

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود.

دختر گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم. 

روز موعود فرا رسید و همه آمدند. شاهزاده رو به دختران گفت:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۰۲ ، ۰۶:۳۴
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم

همسـر ملانصـرالدین از او پرسید:«پس از مـرگ چه بلایی به سـرمان می آورنـد؟»

ملا پاسخ داد:«هنوز نمـرده ام و از آن دنیـا بی‌خـبر هستـم ؛‌ ولی امشب برایـت خـبر می‌آورم.»

یک راست رفت سمت قبـرستـان. در یکی از قبرهای آخـر قبرستان خـوابید. خواب داشت بر چشم های ملا غلبه میـکرد؛ولی خـبری از نکـیر و منـکر نبود.

چند نفـری با اسب و قاطـر به سمت روستا می‌آمدند.
با صـدای پای قاطـرها ، ملا از خواب پرید و گمان کرد که نکیـر و منکـر دارنـد می‌آیند.

وحشت زده از قـبر بیـرون پـرید.
بیرون پـریدن او همان و رم کردن اسب هـا و قاطـر ها همان‌!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۰۲ ، ۰۶:۰۱
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم 
 

مردی را علت قولنج افتاد. تمام شب از خدای درخواست که بادی از وی خارج شود. چون سحر رسید ناامید گشت و دست از زندگی شسته، تشهد می‌کرد، و می‌گفت بار خدایا بهشت نصیبم فرمای! 

یکی از حاضران گفت: ای نادان!

 از آغاز شب تا این زمان التماس بادی داشتی، پذیرفته نیامد. چگونه تقاضای بهشتی که وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است از تو مستجاب گردد؟

✍🏻عبید زاکانی

 

💦 فردی پیش بهلول آمد و گفت: راهی بگو ڪه گناه ڪمتر کنم.

💦 بهلول گفت: بدان وقتی گناه می‌ڪنی، یا نمی‌بینی ڪه خدا تو را می‌بیند، پس ڪافری.
💦 یا می‌بینی ڪه تو را می‌بیند و گناه می‌ڪنی، پس او را نشناخته‌ای و او را نزد خود حقیر و ڪوچڪ می‌شماری.

💦 پس بدان شهادت به الله‌اڪبر، زمانی واقعی است ڪه گناه نمی‌ڪنی. چون ڪسی ڪه خدا را بزرگ ببیند نزد بزرگ مؤدب می‌نشیند و دست از پا خطا نمی‌ڪند.💦
 

🍁لقمان به پسرش گفت:

پسرم دنیا کم ارزش است و عمر تو کوتاه.حسادت، خوی تو و بد رفتاری،منش تو نباشد !
که این دو جز به خودت آسیب نمی‌رسانند و اگر تو خودت به خودت آسیب برسانی کاری
برای دشمنت باقی نگذاشتی ...

چرا که دشمنی خودت با خودت،بیشتر از دشمنی دیگری به زیان تو تمام خواهد شد
 

روباهی از شتری پرسید: «عمق این رودخانه چه اندازه است؟» 

شتر جواب داد: «تا زانو.»
ولی وقتی روباه توی رودخانه پرید، آب از سرش هم گذشت و همین طور که دست و پا می‌زد به شتر گفت: «تو که گفتی تا زانو!»

شتر جواب داد: «بله، تا زانوی من، نه زانوی تو.»

هنگامی که از کسی مشورت می‌گیریم یا راهنمایی می‌خواهیم باید شرایط طرف مقابل و خودمان را هم در نظر بگیریم. لزوما" هر تجربه‌ای که دیگران دارند برای ما مناسب نیست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۰۲ ، ۲۰:۴۶
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم
 

‏امام علی علیه السلام‏

أَحْسِنُوا صُحْبَةَ النِّعَمِ قَبْلَ فِرَاقِهَا فَإِنَّهَا تَزُولُ وَ تَشْهَدُ عَلَى صَاحِبِهَا بِمَا عَمِلَ فِیهَا

قدر نعمت را بدانید قبل از اینکه از دست شما برود. نعمت از دست خواهد رفت و به رفتار شما با خود گواهی خواهد داد.

بحار الانوار، ج ۱۰، ص: ۹۵

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۰۲ ، ۱۶:۲۱
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم 
 

روایت خلبان شهید علی‌اکبر شیرودی از خلبان شهید احمد کشوری

🔹او اس‍ت‍‍اد م‍ن‌ ب‍ود. زم‍‍ان‍‍ی‌ ک‍ه‌ ص‍د‌ام‌ ‌آم‍ری‍ک‍‍ای‍‍ی‌ ب‍ه‌ ‌ایر‌ان‌ ی‍ورش‌ ‌آورد، ‌اح‍م‍د در ‌ان‍ت‍ظ‍ار ‌آخ‍ری‍ن‌ ‌ع‍م‍ل‌ ج‍ر‌اح‍‍ی‌ ب‍ر‌ا‌ ب‍ی‍رون‌ ‌آوردن‌ ت‍رک‍ش‌ ‌از س‍ی‍ن‍ه‌اش‌ ب‍ود. ‌ام‍‍ا روز ب‍‍ع‍د ‌از ش‍ن‍ی‍دن‌ خ‍ب‍ر ت‍ج‍‍اوز ص‍د‌ام‌، ‌ع‍‍ازم‌ س‍ف‍ر ش‍د. ب‍ه‌ ‌او گ‍ف‍ت‍ه‌ ب‍ودن‍د ب‍م‍‍ان‍د و پ‍س‌ ‌از ‌ات‍م‍‍ام‌ ج‍ر‌اح‍‍ی‌ ب‍رود. ‌ام‍‍ا ‌او ج‍و‌اب‌ د‌اده‌ ب‍ود: وق‍ت‍‍ی‌ ک‍ه‌ ‌اس‍لام‌ در خ‍طر ‌اس‍ت‌، م‍ن‌ ‌ای‍ن‌ س‍ی‍ن‍ه‌ ر‌ا ن‍م‍‍ی‌خ‍و‌ا‌ه‍م‌.

🔹او ب‍‍ا ج‍س‍م‍‍ی‌ م‍ج‍روح‌ ب‍ه ج‍ب‍‍ه‍ه‌ رف‍ت‌ و ش‍ج‍‍ا‌ع‍‍ان‍ه‌ ب‍‍ا دش‍م‍ن‌ ب‍‍ع‍ث‍‍ی‌ ‌آنگ‍ون‍ه‌ ج‍ن‍گ‍ی‍د ک‍ه‌ ب‍ی‍‍اب‍‍ان‌ه‍‍ا‌ ‌غ‍رب‌ ک‍ش‍ور ر‌ا ب‍ه‌ گ‍ورس‍ت‍‍ان‍‍ی‌ ‌از ت‍‍ان‍ک‌ه‍‍ا و ن‍ف‍ر‌ات‌ دش‍م‍ن‌ ت‍ب‍دی‍ل‌ ن‍م‍ود. ک‍ش‍ور‌ی ش‍ج‍‍ا‌ع‍‍ان‍ه‌ ب‍ه‌ ‌اس‍ت‍ق‍ب‍‍ال‌ خ‍طر م‍‍ی‌‌رف‍ت‌، م‍‍أم‍وری‍ت‌ه‍‍ا‌ س‍خ‍ت‌ و خ‍طرن‍‍اک‌ ر‌ا ‌از ‌ه‍م‍ه‌ زودت‍ر و ‌از ‌ه‍م‍ه‌ ب‍ی‍ش‍ت‍ر ‌ان‍ج‍‍ام‌ م‍‍ی‌‌د‌اد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۰۲ ، ۱۶:۱۸
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم 
 

🍂   کلید بهشت
                 کلید جهنم

                  •┈••✾✾••┈•  

🔸  در همان لحظات اولیه  اسارت، وقتی افسر عراقی پلاک را از گردنم درآورد، با نگاهی تمسخرآمیز گفت: این همان کلید بهشت است که [امام] خمینی به شما داده تا با آن درِ بهشت را باز کنید و داخل شوید؟! در جواب افسر عراقی، یکی از برادران بسیجی نکته‌ سنج، با اشاره به پلاک افسر عراقی گفت: حتماً این هم کلید جهنم است که صدام به شما داده تا وقتی به دست ما کشته شدید، به راحتی در جهنم را باز کنید و داخل شوید!؟ 
با شنیدن این جواب دندان‌شکن، افسر عراقی که سخت عصبانی شده بود، با ضربات سیلی و لگد به جان آن جوان بسیجی افتاد و او را کتک مفصّلی زد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۰۲ ، ۱۶:۱۳
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم 
 

 

🔶لحظه‌ای که بی تو از عمر ما می‌گذرد، نعمتی است که به گناه بزرگ ناسپاسی از میان می‌رود. 

این لحظه که باز نمی‌گردد؛ اما خدا کند که تاوانش را بشود با غرق شدن در یاد تو از میان برد! 

🔶تو اگر پادرمیانی کنی، خدا ما را به خاطر این همه ناسپاسی می‌بخشد و اگر کمک کنی، لحظه‌هامان همه غرق در یاد تو می‌شود. 

🔶به بیچارگی‌مان رحم کن؛ هم پادرمیانی کن و هم کمک.
میدانم که ناسپاسی هایم باعث ازار و اذیتت میشود اگر کمکم کنی شرمنده لطفت شوم فراموشت نخواهم کرد 
خودت میدانی که محتاج لطفت هسنم خودم میدانم که خدا به واسطه تو رحمت رسانی میکند و این را اعتراف میکنم که شیطان نه تنها در کمین است نه نا امید میشود و نه خسته میشود موفقیت او و شکست من خوشحالی چه کسی را در بر دارد و نجات من از شر شیطان خوشحالی چه کسی را در پی دارد 
ای امی نا امیدان به تو امی وارم 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۰۲ ، ۱۹:۱۵
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم 
 

چجوری بفهمیم سلامت روانمان کاهش پیدا کرده؟

۱- تغییر زیاد درمیزان خوابیدن.
۲- کاهش توانایی تمرکز روی مسائل مختلف.
۳- تمایل شدید به تنها بودن.
۴- انجام کارها و رفتارهای پرخطر.
۵- کاهش فعالیت های بدنی.
۶- داشتن احساس خستگی و کسل بودن.
۷- فاصله گرفتن از اطرافیان و دوستانمون.
۸- تغییر زیاد در میزان اشتها و غذاخوردن
۹- احساس تعلق نداشتن به هیچ جایی
10-بی میلی در مطالعه کردن و عدم تمکز در حین مطالعه 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۰۲ ، ۱۶:۳۶
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم 
 

امیرالمومنین علیه‌السلام:

آنکه نهایت تلاش خودرا بکار گیرد، به خواسته‌اش خواهد رسید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۰۲ ، ۰۷:۲۸
داود احمدپور