دست‌نوشته‌های کمیل

بایگانی

۱۱۰۹ مطلب با موضوع «حکایت زیبا» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

عمله ای که عاشق گوهر شاد شد

گوهرشاد همسر شاهرخ میرزا که به منطقهای وسیعی از ایران حکومت میکرد به فکر ساختن مسجدی در کنار بارگاه ملکوتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۹ ، ۱۰:۵۰
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم

توبه سر دسته راهزنان

یکی از علماء از سفر کربلا و نجف برمی گشت ولی در راه برگشت در اطراف کرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده و هر چه او و رفقایش داشتند، همه را سارقین غارت نمودند. آن عالم می گوید: من کتابی داشتم که سالها با زحمت و مشقّت زیادی آن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۹ ، ۱۴:۲۵
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم

به یاد مناره، نماز خواند

 سید نعمت الله جزائری در کتاب انوار نعمانیه مینویسد: یکی از دوستان مورد اعتماد و عادلم گفت با خود فکر کردم که در حدیث وارد شده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۹ ، ۱۲:۱۳
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم 

در راه ماندن شیخ محمد تقی بهلول گنابادی و مادرش بخاطر نماز

جناب حاج شیخ محمد تقی بهلول برای این جانب رجایی خراسانی نقل کرد که: در اوان طفولیت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۹ ، ۱۹:۱۸
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم

استخوان آدم بی نماز

شخصی آمد نزد حضرت رسول (ص) شکایت از فقر و نداری کرد حضرت فرمود مگر نماز نمی خوانی عرض کرد من

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۹ ، ۱۲:۴۵
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنان_حکیمانه

حاکمی ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ کسی ﺟﻤﻠﻪ ای ﺣﮑﯿﻤﺎنه ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﺪﻫﻨﺪ. روزی ﺩﺭ حالی که ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۹ ، ۱۶:۰۲
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم 

مردی گناهکار در آستانه ی دار زدن بود، او به فرماندار شهر گفت :
واپسین خواسته ی مرا برآورده کنید، به من مهلت دهید بروم از مادرم که در شهر دوردستی است خداحافظی کنم .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۹ ، ۲۳:۳۸
داود احمدپور

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

برای کسب توفیق اعتبار لازم است 

حاج اکبر و توفیق خدمت 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۹ ، ۲۱:۱۷
داود احمدپور

 

بسم الله الرحمن الرحیم

روشنی_و_تاریکی

 

نابینائی در شبی تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۹ ، ۲۲:۴۸
داود احمدپور

 بسم الله الرحمن الرحیم

روزی اسب پیرمردی فرار کرد، مردم گفتند: چقدر بدشانسی!
پیرمرد گفت: از کجا معلوم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۹ ، ۱۴:۲۶
داود احمدپور