دست‌نوشته‌های کمیل

بایگانی

حکایت زیبا 1079

سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۶:۱۳ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم 

این داستان کسی هست که در معرض مرگ قرار گرفت و با عزرائیل ملاقات کرد و حتی در حالت مکاشفه قبل از مرگ، اهل بیت (ع) را هم زیارت کرد ولی با دعای مادر دوباره به دنیا برگشت. 

نقل از علامه طهرانی: 
یکی از اقوام‌ ما که‌ از اهل‌ علم بود‌ برای من‌ نقل‌ کرد: 
در ایامی که‌ در سامرّاء بودم‌، به‌ مرض‌ حصبۀ سختی مبتلا شدم‌ و هرچه‌ مداوا نمودند مفید واقع‌ نشد.
مادرم‌ با برادرانم‌ مرا از سامرّاء به‌ کاظمین‌ برای معالجه‌ آوردند و نزدیک‌ به‌ صحن‌ یک‌ مسافرخانه‌ تهیه‌ و در آنجا به‌ معالجۀ من‌ پرداختند؛
از معالجۀ اطبّای کاظمین‌ که‌ مأیوس‌ شدند یک‌ روز به‌ بغداد رفته‌ و یک‌
طبیب‌ را برای من‌ آوردند.
همینکه‌ برای معاینه نزدیک‌ بستر من‌ آمد، احساس‌ سنگینی کردم‌ و چشم‌ خود را باز کردم‌ دیدم‌ خوکی بر سر من‌ آمده‌ است‌؛
بی‌اختیار آب‌ دهان‌ خود را به‌ صورتش‌ پرتاب‌ کردم‌.
گفت‌: چه‌ میکنی، چه‌ میکنی؟ من‌ دکترم‌، من‌ دکترم‌!
من‌ صورت‌ خود را به‌ دیوار کردم‌ و او مشغول‌ معاینه‌ شد ولی نسخه او هم مؤثّر واقع‌ نشد؛
و من‌ لحظات‌ آخر عمر خود را میگذراندم‌.

تا آنکه‌ دیدم‌ حضرت‌ عزرائیل‌ با لباس‌ سفید و بسیار زیبا و خوش‌ قیافه وارد شد
پس‌ از آن‌ پنج‌ تن‌‌ بترتیب‌ وارد شدند و‌ نشستند و به‌ من‌ آرامش دادند و من‌ مشغول‌ صحبت‌ کردن‌ با آنها شدم‌.
در اینحال‌ دیدم‌ مادرم‌ با حال پریشان‌ رفت‌ روی بام‌ و رو کرد به‌ گنبد مطهّر امام کاظم (ع) و عرض‌ کرد: 
یا موسی بن‌ جعفر !  من‌ بخاطر شما بچّه‌ام‌ را اینجا آوردم‌، شما راضی هستید بچّه‌ام‌ را اینجا دفن‌ کنند و من‌ تنها برگردم‌ ؟  حاشا و کلاّ ! حاشا و کلا ّ!

همینکه‌ مادرم‌ با امام کاظم (ع) مشغول‌ تکلّم‌ بود، دیدم‌ آنحضرت‌ به‌ اطاق‌ ما تشریف‌ آوردند و به‌ پیامبر (ص)‌ عرض‌ کردند: خواهش‌ میکنم‌ تقاضای مادر این‌ سید را بپذیرید !

حضرت‌ رسول‌ (ص) رو کردند به‌ عزرائیل‌ و فرمودند: برو تا زمانی که‌ خداوند مقرّر فرماید؛
خداوند بواسطۀ توسّل‌ مادرش‌ عمر او را تمدید کرده‌ است‌، ما هم‌ میرویم‌ إن‌شاءالله‌ برای موقع‌ دیگر.
مادرم‌ از پلّه‌ها پائین‌ آمد و من‌ بلند شدم و نشستم‌ ولی از دست مادرم عصبانی بودم‌؛
به‌ مادرم گفتم‌: چرا اینکار را کردی؟! من‌ داشتم‌ با اهل بیت (ع) میرفتم‌؛
تو آمدی جلوی ما را گرفتی و نگذاشتی که‌ ما حرکت‌ کنیم‌.


#معادشناسی_استادعلامه_طهرانی_ج١
 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳/۰۲/۲۵
داود احمدپور

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی