دست‌نوشته‌های کمیل

بایگانی

سردار شهید قلنبر(3)

جمعه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۴۴ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

عمار گونه

 آموزش قرآن

هرگز اتفاق نیفتاد که کسی در خانه ما را بزند و از حمید شکایتی داشته باشد. با اینکه پسر بچه بود و پسر بچه ها طبعاً همیشه دنبال توپ بازی هستند . با پول توجیبی اش توپ تهیه می کرد و در اختیار بچه های همسن و سال خودش قرار می داد . رو به روی خانه ما در شهر ری پارکی بود که الان هم هست . حمید بعد از ظهرها از خانه زیراندازی بر می داشت و بچه های محل را جمع می کرد و به آنها قرآن آموزش می داد .

خواهر شهید

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۹/۰۳/۳۰
داود احمدپور

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی