حکایت زیبا(6)
بسم الله الرحمن الرحیم
شخص_تازه_مسلمان
سیّد شرف الدّین جبل عاملى صاحب کتـاب المـراجعـات مى گـوید: یکى از مسیحیـان ثروتمند لبنـان نزدم آمد و گفت میخواهم مسلمان شوم، وظیفه ام چیست؟ گفتم دورکعت نماز صبح بخوان و سه رکعت نماز مغرب
گـفت: مسلمانان که هفـده رکعت نماز مى خوانند! گفتم: مسلمانى آنها یک مقدار قـوى شده است ، از ایـن جهت پیامبر بـراى تازه مسلمانان ، بنابر نقل تواریخ ، دو رکعت نماز صبح و سـه رکعت نماز مغرب را دستور میدادند، اکنون کـه شما مسلمان شـدید ، همین اعمال را انجام بدهید کافى است. کم کم این شخص تازه مسلمان قوى شد و بـه مساجد مى رفت و مـانند سـایر مسلمانان ، نمازهاى پنج گانه را به جا مى آورد
تا اینکه ماه رمضان فرارسید ، ایشان سراسیمه نزد من آمـد و گفت: آیا من هم باید روزه بگیـرم؟ گفتم نه ، روزه مـربوط بـه کهنه مسلمان ها هـست، مسلمانان صـدر اسلام ، پس از مـدّت طولانى که ازبعثت پیامبر گذشت، به روزه گرفتن مأمور شدند.
گفت: مى خـواهم روزه بگیـرم. گفتم: هر اندازه که آمادگى دارى روزه بگیر همیـن روش باعث گردیـد که در سال دوّم، تمام ماه رمضان را روزه گرفت، و اکنون اواز مسلمانان نیرومند لبنان است ، نمـاز شبش ترک نمى شـود ، و مهمترین بودجه ها و کمبودهاى مالى جنوب لبنان را تأمین مى کند.